چند استنتاج

·       دور مصیبت بار

از انچه در پیش گذشت میتوان نتیجه گرفت که توسه اقتصادی کاری است دشوار و پیجیده و تازه بعد از انکه توسه اقتصادی هم اغاز گردید مستمر و پایدار نگاهداشتن ان و کنترل و حرکت بعدی ان نیز دشوار است

شدت فقر در جوامع کم رشد مولود عوامل چندی است و این عوامل متکی بر یکدیگر و منبعث وزائیده از یکدیگرند از این رو در توجیه انها عبارت کلیشه ای دور مصیبت بار را به کار میبرند پیروان مالتوس معتقدند تا زمانی که جمعیت کشورها افزایش مییابد بالا رفتن میزان تولید نمیتواند سطح زندگی را ارتقاء بخشد زیرا در جنین وضعی (ثروتمندان ثروت و فقیران فرزند پیدا میکنند )در مورد سرمایه از دور مصیبت بار دیگرای یاد کرده اند و گفته اند :(برای پول در اوردن باید پولدار بود1)زیرا برای با درامدکم محل است بتوان چندان پس انداز نمود که سرمایه ای تشکیل شود علاوه بر این دو دور از دورها و تناقضات دیگری در کار توسه اقتصادی سخن به میان اورده اند برای نمونه یکی دیگر از این دورها و تناقضات را توضیح میدهیم:هر کشور در مراحل اولیه صنعتی به نیرو کار کمتری احتیاج دارد ولی این احتیاج به نیروی کار کمتر با بهتر شدن وضع بهداشت عمومی همزمان است و بهتر شدن وضع بهداشت عمومی موجب افزایش جمعیت روستا میگردد افزایش جمعیت روستا موجب میشود که زمینهای زیر کشت به قطعات بسیار کوچک تقسیم شود و تقسیم اراضی به قطعات کوچک مالک زمین رااز کارگر اضافی بی نیاز میکند و این امر موجب میشود که کارگران کشاورزی از روستا به شهر مهاجرت کنند و نتیجتا در شهرها فشار جمعیت بیشتر میگردد 2 تناقض دیگری در مورد توزیع درامد وجود دارد که هر کشور در حال توسعه ای باید بر ان غلبه کند و ان عبارت است از این که تشکیل سرمایه برای یک ملت محتاج امساک در مصرف است و امساک در مصرف خود مستلزم گذشت و فداکاری متساوی افراد ملت است و فداکاری متساوی افراد ملت را فقط در سرمایه تعادل بیشتر درامدها میتوان انتظار داشت و تعادل بیشتر درامدها به معنای تقلیل میزان پس انداز است حال چنانچه برای تشکیل سرمایه به افزایش منافع سرمایه داران رو اوریم ممکن است این کار از یکطرف به تشنجات اجتماعی انجامد و از طرف دیگر هم نیز ممکن است مبالغ پس انداز شده در راههای مطلوب سرمایه گذاری نشود زیرا سرمایه داران الزاما به رعایت خیر و صلاح عامه معتقد نیستند3

کشورهای فقیر به حکومتهای مقتدر احتیاج فراوان دارند و این احتیاج انها به حکومت مقتدر از احتیاج ایشان به ثروت هم بیشتر است ولی احتمال انکه در کشوری فقیر حکومت مقتدر باشد بسیار کم است 4 کشورهای کم رشد از جهت رابطه مبادله هم دچار زحمت و تناقضند زیرا وقتی این کشورها فاقد صنعت باشند این رابطه به سود کشورهای صنعت و به زیان انها بر قرار میگردد و وقتی هم این کشورها صاحب صنعت میشوند این رابطه به حال انها سودی نخواهد داشت5

ولی علی رغم همه این مشکلات که در کار توسعه اقتصادی وجود دارد در بسیاری از کشورها خاصه کشورهای کم جمعیت کار توسعه اقتصادی به نحوی ناخوداگاه به نتیجه رسیده است برخی از کشورها هم به طور اگاهانه و با قصد و تصمیم عمل کرده اند و به رشد اقتصادی نائل امده اند مانند اتحاد شوروی و ژاپن که دومی کشور پر جمعیتی هم هست حال باید دید که یک کشور فقیر چگونه میتوان پوسته سختی که انرا احاطه نموده است در هم بشکند و بر دور مصیبت بار فقر خود غالب اید و به راه رشد اقتصادی قدم گذارد؟

·       اغاز رشد اقتصادی

ما میتوانیم به سوالی که در بالا طرح شده پاسخی قطعی بدهیم البته تئوریهای فروانی به این سوال پاسخ داده اند ولی متاسفانه ازمایش دقیق و جدی این تئوریها بسیار محدود بوده است

در کشورهای ارپای غربی که بدون داشتن نقشه به توسعه اقتصادی نائل امده اند مهمترین عامل محرکه سجایا و خصایص مردم بوده است مخصوصا خصایص و سجایای انسانهای نو یا بانکداران و بازرگانانی که خود رااز قید شیوههای فئودالی رها کرده بودند در حالی که در جنوب و شرق اروپا طبقه متوسط ضعیف و ناتوان و متکیبه زمینداران و مطیع ایشان بودو به همین دلیل هم نتوانست به مقابله انان بر خاسته و نظام کهنه را در هم شکند دور مصیبت باری پیش گفتیم طبقه متوسط را تا حد خطر ناکی در خود فرو میبرد و انان را به زندگی مالوف و عاری از تغیرات محکوم میکند ولی این دور شکستنی است و میتوان بر راه و رسوم مالوف غلبه کرد و در ان تغییری پدید اورد و پدید اوردن تغییر در سیستم مالوف خود منشاء ایجاد نظم جدیدی است که در ان تحول به صورت یک اصل اساسی و پایدار زندگی جلوه گر میشود شئون مختلف زندگی تحول میابند و این تحولات بر یکدیگر تاثیر میکنند و باز هم تحولات جدیدی می افرینند و در خلال این تحولات دشواری تشکیل سرمایه و اخذ تکنولوژی جدید از میان میرود

جریان رشد اقتصادی در طی تاریخ اهسته بوده است در بریتانیا رفورماسیون در قرن شانزدهم رخ داد که در قرن هفدهم به انقلاب سیاسی و در قرن هجدهم به انقلاب صنعتی و در قرن نوزدهم به جریان سریع رشد اقتصادی انجامید در المان فرانسه شمال ایتالیا غرب اطریش ناحیه بوهم و کشورهای اسکاندیناوی جریان رشد در شروع خود بسیار کند ولی ادامه و تکامل ان سریعتر از انگلستان بود در بسیاری نواحی مانند :جنوب فرانسه اسپانیا و برخی از مناطق ایتالیا بازرگانی بنا به دلایلی که روشن نیست به انقلاب صنعتی منجرب نشد

از تاثیر عامل اب و هوا در از میان برداشتن این دور مصیبت بار و شکستن ان پوسته سختی که بر شرایط زندگی ملتهای کم رشد حاکم است بیکباره نمیتوان غافل ماند در دورانی که اقتصاد کشورها به طور ناخود اگاه رشد میکرد ارتباطات بین المللی بسیار ضعیف بود و فرهنگها مجزا و مستقل از یکدیگر بودند و طبعا ریشه و انگیزههای اصلی انقلاب فرهنگی بیشتر از داخل کشورها سر چشمه میگرفت6 در چنین حالتی در کشورهای معتدل که مردم ان نیازمندیهای حیاتی خود رابا تلاش و کوشش کمتری تامین میکردند ان فرصت و قدرت بر ایشان باقی میماند که ازادانه به اموری غیر از تامین معاش روزانه خود توجه کنند و همین توجه موجب میشد  که بتوانند با تامل درباره جهات مختلف کار و زندگی خود برشرایط محدود کننده سنتها حمله ور شوند ولی در مناطقی که اب وهوا مساعد و پر برکت نبود تامین زندگی روزانه به تلاش فراوان نیاز داشت و مردم دائما در تلاش معاش بودند و نتیجتا فرصت و انگیزه پیشرفت در ایشان ضعیف میماند ولی در مواردی که انگیزههایی از خارج کشورها را به رشد و حرکت وا میدارد عامل اب وهوا چندان موثر و محدود کننده نیست انچه در قرن نوزدهم بر ژاپن و در قرن بیستم بر کشورهای اسیایی و افریقایی گذشت موید این نظر است درباره این که چرا هیچ یک از از کشورهای مناطق حاره به حد اعلای رشد اقتصادی نائل نیامده اند هانتیگتن(huntington ) ا.ژ.براون(a.j.brown )م.بیتز(m.bates )وت.س.سیمی(t.s.simey )چنین نظر داده اند که ساکنان مناطق حاره تنبل نبوده اند بلکه به فقر غذایی مبتلا بوده اند اما سستی و فتوری که در مناطق حاره دامنگیر سفید پوستان شد ضعف و سستی فرهنگی بود نه ضعف جسمانی به همین دلیل هم هر گاه انگیزههایی از خارج به این مناطق تاثیر کرده است ساکنان این نواحی نیروی جسمانی کافی برای نیل به رشد اقتصادی از خود نشان داده اند در مواردی که رشد اقتصادی اگاهانه و طبق نقشه صورت گرفته است نحوه غلبه بر دور مصیبت بار پیش گفته کاملا روشن نیست و اصولا در هم شکستن این دور یک راه معین و قطعی ندارد چنانکه نحوه عمل ژاپن در این مورد از نحوه عمل اتحاد شوروی کاملا متفاوت بوده است در ژاپن ازادی اقتصادی محفوظ ماند و تکنولوژی غربی به مقیاس بسیار وسیع تقلید شد طبقه کارفرمای جدیدی به وجود امد که سیستم فعالیت ازادانه اقتصادی را در پیش گرفت و مکانیزم قیمتها را برای تخصیص منابع و تقسیم درامد به کار برد و با جامعه طبقاتی کهنه نیز پیوند گرفت و جوش خورد ولی در اتحاد جماهیر شوروی بیشتر به تشکیل سرمایه صنعتی توجه شد و تخصیص منابع و تقلیل مصرف با نیروی  قاهره و به اجبار صورت گرفت مقصود شوروی را که تشکیل سرمایه بود شاید بتوان از راههای دیگری هم تامین کرد به طوری که هم ازادی انتخاب مصرف کنندگان تا تا حدی محفوظ بماند و هم درامدها چنان توزیع شود که به تشکیل سرمایه مورد نظر بیانجامد

 

 

·       رشد دائم و متزاید

هنگامی که جریان رشد اقتصادی اغاز شد مسائلی مانند اینکه رشد اقتصادی منبعث از چه عواملی است و چه عواملی موجب ادامه و استمرار ان خواهد بود و چه عواملی باعث بطوء و کندی ان میشوند ئ یا موجبات توقف و تعطیل ان را فراهم می اورند مطرح میشود

چنانکه تعریف منابع متکی به کیفیت تکنولوژِی است و تحولات تکنولوژیک تحت تاثیر ساختمان اجتماعی و تمایل و توانایی جامعه به دگرگونی قراردارد کالاهای سرمایه هی را به سختی میتوان از شکل تصحیح شده طبیعت یا از سرمایه گذاری در نیروی انسانی یعنی اموزش تمیز داد هنگامی که رشد اقتصادی اغاز شود مسئله اساسی که مطرح میشود این است که عامل تسریع جریان رشد اقتصادی تغییر مردمان است یا تراکم سرمایه؟

ایا رشد موجب تغییر ماهوی مردم میشود؟

 ایا رشد یک شخص فقط به معنای رشد فیزیولوژیک است یا اینکه رشد شخص مرادف با افزایش تواناییهای فنی و عاطفی و دگرگونی محیط اجتماعی اوست؟

 چرا قدرت یک شخص رشید به تحصیل درامد بیش از یک کودک است؟

 ایا به لحاظ رشد جسمانی و تربیت فنی و داشتن ابزار الات بیشتر است یا اینکه به لحاظ علاقه بیشتر به تامین رفاه اقتصادی است؟

پاسخ این سوالات در خود انها نهفته است جریان رشد را نمیتوان به یک عامل وبه یک راه منحصر کرد و احمقانه است که بخواهیم یک راه را به عنوان تنها راه رشد قبول کنیم رشد فیزیولوژیک متضمن یک رشته تغییر و تحولات دائم و مرتبط است که با یک مکانیزم مخصوص کنترل و هم اهنگ میشود برای کنترل و تنظیم این تحولات مراکز معینی در بدن ادمی وجود دارد رشد اقتصادی نیز بر همین سیاق به معنای تغییر و تحول دائمی و متزاید است اما مرکز کنترل کننده و هم اهنگ کننده این رشد هنوز کشف نشده است و در انتظار ان است که روزی کسی از این راز پرده بردارد

·       عوامل استراتژیک رشد

ارتباط موجود بین منابع تشکیل سرمایه ساختمان اجتماعی تکنولوژی  اندازه واحدهای اقتصادی و دگرگونی جامعه پیچیده و متنوع است عوامل اتفاقی بسیاری نیز در رشد اقتصادی موثر واقع میشوند وقایع پیش بینی نشده چنانکه مورخین میگویند   نیز بر ارتباطات مستقر بین عوامل فوق غلبه میکنند ولی چنین به نظر میرسد که عوامل استراتژیک رشد در هر حال همان عامل اجتماعی است البته در صورتی که رشد به طور ناخوداگاه و از طریق توسعه اقتصاد ازاد صورت گیرد عامل اجتماعی به عنوان یک عامل استراتژیک مثبت و سازنده اهمیت خود را حفظ میکند ولی در صورتی که رشد اقتصادی طبق برنامه و از بالا بر یک کشور تحمیل شود اثر عامل اجتماعی در جنبه منفی و مقاومت کننده ان خواهد بود وقتی قدرتهای خصوصی بار مسولیت اقتصادی را به دوش میکشند تشکیل سرمایه و ایجاد تحولات فنی به عهده جامعه است یک جامعه ازاد و متحرک به کارگران فرصت میدهد که به حد طبقه متوسط ارتقاء یابند و به طبقات بالا امکان میدهد که موقعیت اجتماعی خود را مشخص کنند و راهی مفید به حال اجتماع در پیش گیرند و مجموعا انگیزه پس انداز و ابداع را در مردم خلق و تقویت میکند در جوامعی که رهبری توسعه اقتصادی به عهده حکومت است اگر مردم به ندای حکومت برای امساک یا شوق به کار یا روگردانیدن از سنتها به طور ارام و مطمئن و دور از هر نوع عصیان و طغیان جواب مثبت ندهند امر توسعه اقتصادی پیشرفت حاصل نخواهد کرد

تاثیر اساسی عامل اجتماعی در توسعه اقتصادی موجب شده است که برای سرمایه گذاری در حمل و نقل و ارتباطات و تعلیم و تربیت اولویت قائل شوند در اینجا باید بین کالاهای مصرفی و کالاهای تولیدی تفاوت قائل شد زیرا این تفاوت در این زمینه بسیار اهمیت دارد توسعه ارتباطات و حمل و نقل باید متوجه مرتبط داشتن بازارها و ارتقاء تماسهای شخصی و خصوصی باشد نه متوجه فراهم اوردن وسیله سفرهای غیر لازم یا دیدار اعضای خانواده و تعلیم وتربیت باید قدرت کار و مهارتهای عملی مردم را افزایش دهد و به ارتقاء سطح فرهنگ عمومی فقط ان اندازه توجه کند که برای افزایش تفاهم اجتماعی موثر است

در کشورهای در حال توسعه  همیشه این تمایل وجود دارد که به نحوی از انحاء از قبیل پایین اوردن نرخ اسعار خارجی خریداری محصولات کشاورزی به قیمتی کمتر از سطح قیمت انها در شهر ایجاد سیستم کنترل قیمتها و کنترل توزیع در نحوه عمل مکانیزم قیمتها دخالت کنند دولت با استفاده از این راها در مکانیزم قیمتها دخالت میکنند و سپس به لحاظ انکه مکانیزم قیمتها درست عمل نمیکند ناچار به سرمایع گذاری مبادرت میورزند ولی شاید بتوان با تکیه به مکانیزم قیمتها از هر دوی این اعمال اجتناب کرد که این خود نوعی صرفه جوئی برای دولتهاست

بدون تردید سیستم قیمتها به طور کامل عمل نمیکند و این معنی ضمن توضیحات راجع به مزایای ناشی از اندازه واحدهای اقتصادی اشکار شد و بنا بر این گفتگوی ما درباره کمال و قاطعیت مکانیزم قیمتها نیست بلکه گفتگوی در ان است که ایا باید به یکباره از این مکانیزم چشم پوشید یا میتوان در کار رشد اقتصادی از ان بهره گرفت به عبارت دیگر چون قابلیت کشش عرضه و تقاضا محدود است و تقلیل عرضه نه موجب ان است که تقاضا تقلیل پیدا کند و نه موجب ان است که یکباره منابع کشور به تولید کالا مورد تقاضا رو اورد پس باید مواضع سرمایع گذاری و تا حدود زیادی نوع و میزان محصولاتی را که تولید خواهد شد طبق نقشه قبلی معین کرد یا باید به مکانیزم قیمتها قابلیت بیشتری عطا کرد؟ و در هر مورد که مزایای ضمنی داخلی یا عمومی نوعی انحصار ایجاد میکنند و سیستم قیمتها رااز اثر ساقط میسازند ایا باید به تغییر قیمتها مبادرت ورزید؟شک نیست که اوضاع و احوال خاص اقتصادی موجب تغییر تصمیم در هر مورد میشود اما اعتقاد کلی نویسنده ان است که هر اندازه ممکن است باید از مکانیزم قیمتها استفاده کرد تکیه به انگیزه نفع شخصی در هنگام رشد اقتصادی نتیجه دیگری هم در بر دارد و ان ازادی کردن قدرت فکری و نیروی انسانی است که میباید کار کنترل اقتصادی را به عهده بگیرد از طرف دیگر در عملکرد مکانیزم قیمتها اشتباهات بسیار بزرگ کمتر واقع میشود و حال انکه در طرح نقشه قبلی برای سرمایه گذاریهای بزرگ و کارهای عظیم احتمال پدید امدن اشتباه کم نیست مکانیزم قیمتها اگر دقیق و منظم اجرا شود ان دسته از عوامل اجتماعی را که مبانی استراتژیک رشد اقتصادی هستند بیدار و تجهیز میکند

 

حواشی و ماخذ مربوطه

1)     به مقاله نیویورک شماره دوم اکتبر 1955 تحت عنوان extension is voted for colombo plan

2)     به نشریه سازمان ملل متحد تحت عنوانprocesses and problems of industrialization in underdeveloped countries چاپ نیویورک سال 1955 ص 121

3)     به نوشته d.r.gadgil تحد عنوان economic policy and development از انتشارات gokhale institute poona  منتشره 1955 ص 181

4)     به نوشته w.a.lewis  تحت عنوان the theory of economic growth  از انتشارات irwin. homewood  منتشره 1955 ص 382

5)     به نشریه سازمان ملل متحد تحت عنوان repercussions of changes in the terms of trade on the economies of countries in the process of development

6)     مسئله مطروحه مسئله ای است بسیار مهم و در خور مطالعه عمیق

کل مطالب بر گرفته از کتاب توسعه اقتصادی تالیف چالز پ.کیندل برگر chrarles p.kindleberger  ترجمه رضا صدوقی  انتشارات مدرسه عالی مدیریت گیلان 1